معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
521
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
آرى يونس مدّتى خلوت مىخواست كه ساعتى از مزاحمت اغيار بازرسته ، با دوست رازى گويد ، لا جرم از شكم ماهى خلوتى از براى وى ترتيب كردند و از جگر ماهى مهرابى ساختند و يونس را در آن خلوت به ياد خود مشغول گردانيدند . گويند كه چون خزينهء سينهء ماهى ، گنجينهء آن نقد نبوّت پناهى آمد ، آن ماهى بقعر دريا فروشد ، و سينه بر زمين دريا نهاد ، و همهء ماهيان بتعظيم و توقير وى بر حوالى او صف بر كشيدند و يونس از درون آن خلوت آواز مىداد كه « لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ » فرشتگان گفتند خداوندا ، آواز معروفى مىشنويم از مقام مجهولى ، خطاب آمد كه بندهء من است يونس در شكم ماهى ، مرا مىخواند ، ملائكه به زيارت وى آمدند ، هر چند تحفهء سلام بر وى عرض كردند ملتفت احوال ايشان نشد ، بجناب قدس بازگشته ، گفتند : الهى يونس چنان به حضرت تو مشغول است كه اصلا بما نپرداخت ، فرمان آمد كه آرى هر كه بما مشغول باشد به غير ما نپردازد . * * * مشغول ترا وسوسهء علم و عمل نيست * در سينهء مجنون مطلب جز غم ليلى كذلك يوسف را نيز زندانى بود « فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ » و در آن زندان بعلم تعبيرش مكرّم گردانيدند كه « ذلِكُما مِمَّا « 1 » عَلَّمَنِي رَبِّي » و چون از زندان بيرون آمد به سلطنت و مملكت دارى مشرّف ساختند « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ » . اشارت - اى درويش مؤمنان را نيز چهار حبس است . اول - حبس در زندان روان است . و آن عبارت از رحم مادران است . دويّم - زندان جنبان است و آن كنايه از گهوارهء كودكان است .
--> ( 1 ) - الف : ذالكما مما .